تبليغاتX
طبرستان


طبرستان

امروز نخستین روز آینده توست


نگو می ترسی از فردا                                                      نگو آینده روشن نیست

کسی که مرد این راهه                                                    کسی غیر از تو و من نیست

از اون حسی که می ترسی                                             تو آیندت نشونی نیست

به فکر پر کشیدن باش                                                     زمین خوردن جوونی نیست

من و تو باید تو این راه رد خورشیدو بگیریم                        توی این خونه بمونیم توی این خونه بمیریم

چشاتو رو خودت وا کن                                                 جوونی فصل آغازه

جوون دریای امیده                                                       جوون رویاشو میسازه

چشاتو رو خودت وا کن                                                 تو رو جشم جهان جاته

قدم بردار می بینی                                                     یه دنیا زیر پاهاته

من و تو باید تو این راه رد خورشیدو بگیریم                    توی این خونه بمونیم توی این خونه بمیریم

نویسنده: ׀ تاریخ: چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

اعتیاد به اینترنت

شکی نیست که اینترنت پیشتاز انقلاب صنعتی جدید است. یک تکنولوژی جدید، همانند یک رابطه جدید است؛ یعنی در ابتدا جذاب و سرگرم­کننده است؛ اما نهایتاً نیازمند صرف انرژی و زمان فراوان برای حفظ آن هستیم. من نسبت به وعده تکنولوژی مبنی بر بهبود کیفیت زندگی تردید دارم و هنوز هم از اینکه کامپیوتر و اینترنت این قدر اسراف کننده زمان هستند، در تعجبم. من این حقایق را از مصاحبه، مطالعه و درمان هزاران فردی که به کلینیکم مراجعه کرده­اند، دریافته­ام. به نظر واضح می­رسد که اینترنت می­تواند مورد حسن استفاده یا سوءاستفاده به صورت اعتيادآور قرار بگیرد. عوامل روان­شناختی فراوانی بر قدرت و جذابیت اینترنت دلالت دارند. به نظر می­رسد که همان ویژگی­هایی که تشکیل­دهنده قدرت اینترنت هستند، همگی دارای قابلیت اعتیادآور هم باشند.

ما درعصری زندگی می­کنیم که تکنولوژی کامپیوتر و دیجیتال همواره در مرز کارهای بزرگ ـ شیوه­های جدید و بهتر انجام دادن کارها ـ قرار دارند و البته در برخی موارد هم این شیوه­ها صحیح هستند. در این عصر، هرچیز در عرض یکی دو سال کهنه و قدیمی می­شود. کامپیوتر و اینترنت ادعای ساده­تر کردن، آسان­تر کردن و در نتیجه ارضاکننده­تر کردن زندگی ما را دارند، اما واقعیت به این سادگی­ها هم نیست.

مردم به­طور فیزیکی و روانی در­طول قرن­ها به بسیاری از رفتارها و اصول، پای­بند و وابسته شده­اند. این الگوی گریزناپذیر، منعکس کننده یک مزیت علی نیست، بلکه از یک الگوی هدایت شده برای استفاده تشکیل شده است که دائماً در حال گسترش است، به طوری که بر زندگی ما اثر منفی می­گذارد. حوزه­های کلیدی زندگانی که تحت تأثیر قرار می­گیرند، ازدواج­ها، روابط استخدام و موقعیت مالی حقوقی هستند.

این واقعیت که موادی همچون الکل و دیگر مواد مخدر، ایجادکننده نوعی وابستگی و اعتیاد فیزیکی و یا روانی هستند مورد پذیرش قرار گرفته است. همچنین رفتارهای معینی مثال قمار، غذاخوردن، کار کردن، ورزش کردن، خرید کردن و اعمال جنسی نیز دارای اعتیاد بالقوه می­باشند و این حقیقت، اخیراً مورد تأیید بیشتری قرار گرفته است. مثلاً ثابت شده است که کارکرد گریزناپذیر این رفتارها می­تواند اثراتی همچون اثرات مواد مخدر، الکل و دیگر مواد اعتیادآور داشته باشد. این فرآیندهای مشابه، در برخی ابعاد اینترنت نیز نمود دارند.

اینترنت می­تواند جایگزین­های آشکاری برای اخلاق پدید آورد. تقریباً 30 درصد کاربران اینترنت اعتراف کرده­اند که از این شبکه برای تغییر دادن برخی حالات اخلاقی خود و تسکین دادن یک حالت اخلاقی منفی استفاده می­کنند.

در مورد پدیده رفتار اینترنتی، تحقیقات ابتدایی رفتارشناسی، بر تعاریف مفهومی حسن استفاده و سوءاستفاده از اینترنت متمرکز بودند و نشان دادند که الگوهای سوءاستفاده از اینترنت، همانند موارد مشابه اعتیاد به قماربازی وجود دارند.



از تحقیقات محدود در این زمینه، به وضوح مشخص شده است که ما درباره رابطه انسان ـ اینترنت آگاهی خیلی کمی داریم. فرضیات تئوریک فراوان هستند، اما ما تازه شروع به فهم کاربرد بجا و نابجا از اینترنت کرده­ایم. دلایل پزشکی، حقوقی و حتی لطیفه­وار فراوانی درباره بی­همتا بودن دنیای آن­لاین وجود دارند اما به عقیده من، هنگامی که ما تجزیه و تحلیل خود را نسبت به این عرصه جدید و جالب گسترش می­دهیم، به این نتیجه خواهیم رسید که سوءاستفاده از اینترنت، زیرمجموعه­های فراوانی دارد که بدون شک برخی از آن­ها ناهنجاری­هایی در ردیف دیگر اعتیادات، همانند سکس، قمار و خرید و مصرف افراطی هستند. شاید بتوان گفت که مشکلات مربوط به اینترنت دو نوع هستند: اولی به عنوان یک مشکل اولیه تعریف شده است که در آن، خود اینترنت کانون الگوی اعتیادی قرار می­گیرد و دومی در جایی است که یک مشکل موجود (رفتار اعتیادی) به واسطة استفاده از اينترنت وخيم‌تر مي‌شود. اینترنت صرفاً کسب هرچیزی را ساده­تر و در نتیجه سوءاستفاده از آن را بسیار آسان­تر می­سازد. سهولت دسترسی، در دسترس بودن، هزینه پایین، گمنامی، عدم محدودیت زمانی، نبود کنترل و کمبود مسئولیت­ها، همگی از عوامل تشویق افراد به استفاده از اینترنت می­باشند. گونه­های قدیمی رفتارها و مصارف اعتیادی همچون قمار، خرید کردن، بورس بازی و اعمال جنسی، در مقایسه با سرعت و کارایی اینترنت، رنگ باخته­اند.

بحث­ها و مناقشات فراوانی در خصوص اصطلاحات و تعاریف آسیب شناسی رفتار اینترنتی وجود داشته و دارد. در این زمینه، اصطلاحات زیادی از جمله سوءاستفاده از اینترنت (abuse)، اعتیاد به اینترنت (addiction) و استفاده اعتیادی از اینترنت (Compulsive use) مورد استفاده قرار گرفته­اند. نحوه استفاده از این اصطلاحات بسیار مهم است. تغییرات مهم عصبی ـ شیمیایی، که در طول هرگونه عمل لذت بخشی رخ می­دهند، ثابت کرده­اند که دارای پتانسیل اعتیادآور در سطح رفتار مغزی می­باشند. اثر خالص همگی آن­ها نهایتاً یکی­است؛ خصوصاً با توجه به تأثیر بالقوه آن­ها بر زندگی افراد که در مورد رفتار اعتیادی می­تواند بیشتر باشد.

هر زمان که رفتار بسیار لذت بخشی برای انسان بتواند بدون دخالت او ایجاد شود (همان طور که در اینترنت می­تواند ایجاد شود)، این رفتار پتانسیل بیشتری برای مورد سوءاستفاده قرار گرفتن دارد.

مطالعات در زمینه رفتار اینترنتی، نسبتاً در عنفوان طفولیت خود قرار داد. این امر تا حدودی به دلیل این است که عمق و وسعت اینترنت و شبکه گسترده جهانی (www) دارای نرخ رشد فزاینده­ای می­باشد. با ورود هزاران عضو جدید در هر روز و حدود 200 میلیون نفر کاربر در سراسر دنیا، اینترنت در حال شکل دادن یک انقلاب ارتباطی، اجتماعی و اقتصادی است. اینترنت اکنون در اوج قله انقلاب­صنعتی دیجیتالی قرار دارد و هرگونه انقلاب جدیدی، بی گمان مشکلات و دشواری­های جدید می­آفریند.

به نظر می­رسد که اینترنت دارای قدرت تخریب روان­ها است و می­تواند کاملاً شیوه­های ارتباطی، اجتماعی و داد و ستدی ما را دگرگون سازد. همچنین این شبکه قادر به تغییر جهت دادن نقاط تصمیم گیری روانی انسان است و می­تواند بر رفتار ما حکومت کند. ما چنین پدیده­ای را در رفتارهای قماربازان در کازینوها نیز می­بینیم؛ در آنجا محیط فیزیکی جایگزین فضای روانی و رفتاری قماربازها می­شود. به طور خلاصه، افراد همان طور که در کازینوها به عوامل موقعیتی پاسخ می­دهند، در محیط اینترنت نیز واکنش مشابهی از خود بروز می­دهند.

اینترنت به دلیل تسهیل ايجاد روابط دوستانه و عاشقانه با سرعت نور، در زمینه­های جنسی بسیار مورد توجه است. اغلب، گسترش روابط جنسی مجازی در عرصه اینترنت، به سمت روابط جنسی واقعی صورت می­گیرد. طبق تحقیقات انجام شده، حدود 31 درصد روابط جنسی آن­لاین به ارتباطات جنسی واقعی منتهی می­شوند. آیا روابط جنسی مجازی (Cybersex) يك گونه جدید ارضای مجازی نیست؟ و آیا می­تواند جای دیگر گونه­های (سنتی­تر) رفتارهای جنسی را بگیرد؟ شاید سوال مهم­تر این باشد که آیا رابطه جنسی مجازی از طریق اینترنت، تجربه روانی مشابهی همچون عمل جنسی طبیعی می­آفریند و یا این که یک نوع جدید از عمل جنسی است؟ واضح است که شبکه اینترنت مجال مناسبی برای رشد و توسعه انواع مختلف رفتارهای جنسی است. اینترنت یک فضای مجازی برای فعالیت­های جنسی می­آفریند. اینترنت همچنین باعث سهولت خیانت در روابط زناشویی و روابط نامشروع می­شود. اگر اصول اخلاقی را نادیده بگیریم، خواهیم گفت که اینترنت چیز خوبی است که ما را قادر می­سازد به آسانی به دنبال اعمال جنسی، قماربازی، خرید و فروش و بورس بازی برویم، بدون اینکه مجبور باشیم با انسان­های مختلف تعامل و برخورد رو در رو داشته باشیم. روابط جنسی آن­لاین، لزوماً آن­لاین باقی نمی­مانند و این روابط به روابط فیزیکی می­انجامد.
البته جذابیت اینترنت به هیچ وجه قابل انکار نیست. به نظر معقولانه می­رسد که برای قابلیت تغییر رفتاری اینترنت، چندین متغیر تحریک برانگیز، مهیج و نگهدارنده برشمرد. این متغیرها عبارتند از: روابط نزدیک جنسی، فقدان کنترل و بازدارندگی، فقدان مسئولیت­پذیری، عدم محدودیت زمانی و احساس تحت کنترل نبودن.


برخی از ویژگی­های ارتباطی بی­نظیری که در پتانسیل اعتیاد به اینترنت مثمر ثمر هستند، شاید تا حدودی با سرعت، در دسترس بودن و حجم انبوه محرک­هایی (اطلاعات) که به صورت آن­لاین رد و بدل می­شوند مرتبط باشند. پتانسیل اعتیادآورنده مواد مخدر، براساس سرعت جذب آن مواد به بدن انسان است، اما در مورد اینترنت، این سرعت و در دسترس بودن آن است که آن را اعتیادآور می­کند. اگر این فرضیه درست باشد، پس ما باید با افزایش سرعت مودم­ها و سهولت دسترسی، منتظر سطوح بالاتری از استفاده­های اعتیادی اینترنت باشیم.
تحقیقات در زمینه اینترنت، می­بایستی در آینده به طور متهورانه­تری شرایط دهشتناک و پیچیده کنونی را مورد توجه قرار دهد و انواع مختلف رفتارهای اعتیاد آور اینترنتی را به طور واضح­تری تبیین نماید. به علاوه،می­بایستی توجه بیشتری به مکانیسم­های فیزیولوژیکی ـ روان­شناختی اعتیاد به اینترنت مبذول داشت و مشخص کرد که کدام یک از عوامل، بر روند اعتیاد به اینترنت موثرترند. از­آنجا که بسیاری از مشکلات مربوط­به دنیای اینترنت دارای ریشه­های جنسی و رابطه­ای هستند، می­بایستی تحقیقات مفصلی درباره رابطه بی نظیر بین سکس و اینترنت انجام داد.

واضح است که اینترنت به خودی خود مشکلات نوینی را ایجاد کرده است و بسیاری از مشکلات قدیمی را نیز تشدید کرده است. همه تکنولوژی­ها شیوه­های زندگی و عشق بازی ما را تحت تأثیر قرار می­دهند. این نکته را هم باید خاطرنشان کرد که اگر تکنولوژی­ها کیفیت زندگی­های ما را بهبود نمی­دادند، دیگر هیچ سودی دربر نداشتند. صرف این که ما می­توانیم تکنولوژی­های نوین و محشری ایجاد کنیم، نشانه بی­خطر بودن آن­ها نیست.

نویسنده: ׀ تاریخ: دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

کودکان طلاق

هر چند طلاق در جامعه امروز به مساله يي کاملاً پذيرفته شده و معمول تبديل شده اما اين پديده همانند قبل بيشترين آسيب و صدمه را به کودکان مي رساند. تحقيقات چند دهه اخير نشان مي دهد کودکاني که والدين شان از يکديگر جدا شده اند بيش از ساير کودکان در معرض ابتلا به افسردگي هستند و در جامعه هم آسيب پذيرتر از ساير همتايان خود ظاهر مي شوند. در سال 1958 سازمان «مطالعه پيشرفت ملي کودکان» در طول يک هفته زندگي هفده هزار نفر که در بريتانيا متولد شده بودند را بررسي کرد.

در آن تحقيق افراد 50 ساله به عنوان مرکز اين مطالعه در نظر گرفته شده و افراد پيرتر و جوان تر به عنوان گروه نمونه بررسي شدند. در اين مطالعه مفصل مشخص شد کودکاني که در سال 1958 به دنيا آمده اند کمتر از کودکان امروزي شاهد طلاق در خانواده شان بوده اند.

امروز مساله طلاق خيلي راحت تر از قبل در جامعه پذيرفته مي شود اما با وجود اين تاثيرات منفي آن روي کودکان به هيچ وجه کمتر از گذشته نشده است. يکي از محققان اين مطالعه مي گويد؛ «وقتي که مساله طلاق امروز اينچنين پذيرفته مي شود انتظار مي رود تاثيرات آن هم کمتر از قبل باشد اما با مقايسه يي روي کودکاني که در دهه 70 متولد و والدين شان از هم جدا شده اند با کودکان امروزي مشخص مي شود تاثيرات منفي طلاق روي کودکان اصلاً کمتر نشده.» با مقايسه افرادي که در سال 1958 به دنيا آمده با افرادي که در سال 1970 به دنيا آمده و والدين شان از هم جدا شده اند، مشخص شده ميزان آسيب پذيري اجتماعي و افسردگي در هر دو گروه به يک ميزان است.

در نتيجه اين مطالعه آمده است؛ «دو گروه از جنبه هاي بررسي شده شباهت بسياري به هم دارند و تفاوت هاي موجود بين آنها واقعاً کم است. کودکان طلاق نسبت به همتايان خود در مدارس ضعيف تر هستند و در نتيجه پس از وارد شدن به اجتماع و دنياي کار باز هم نسبت به کودکان رشديافته در خانواده هاي سالم مشکلات بيشتري دارند. آنها در عين حال بيش از سايرين ممکن است در زندگي خانوادگي خود هم طلاق را تجربه کنند.»

نویسنده: ׀ تاریخ: جمعه دوم مرداد 1388 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

هیجان کاذب

 

مردم در حال گفتمان ویا کری خوانی هایی پیرامونمسابقه ی آن روز بودند.چون آن بازی ، بازی بسیار حساسی بود.مردم دسته دسته به سوی ورزشگاه می رفتند تا آن بازی را نظاره گر باشند.مردم از نقاط مختلف کشوردر حال رفتن به ورزشگاه بودند.وقتی به ورزشگاه رفتیم جمعیت بسیاری در ورزشگاه حضور داشتند.با پرچم های ابی و قرمز به تشویق تیم محبوب خود می پرداختند.بعضی از آنها که طرفدار سفت و سخت تیم خود بودندبا پوشیدن لباس تیم خود در ورزشگاه حضور پیدا کردند. عده ای نیز با پرچم سر و روی خود را پوشاندند تا آفتاب سوزان آنها را اذیت نکند.طرفداران برای هم خط و نشان می کشیدند. یکی می گوید که اگر امروز باختید دیگرحرفی از فوتبال نزنید. و در مقابل طرفدار آن تیم می گوید که آخه شما سالهاست که از ما شکست می خورید، دیگر کری خواندنتان برای چیست؟ طرفداران دو تیم تا یک هفته قبل از بازی به رجز خوانی پرداختند و کار آنها به شرط بندی هم کشیده شد.با اینکه قرار بود بازی ساعت 3 برگزار شود ، ساعت 8 صبح درهای ورزشگاه به روی تماشاگران باز شده بود.طبقه ی پایین ورزشگاه به سرعت پر شد و از همان اوایل صبح تماشاگران باحمایت بوقچی ها به شعار دادن پرداختند. شعار هایی برای حمایت از تیم خود و بر علیه تیم مقابل.( که من اصلا از شعار دادن ، حتی شعار مثبت نیز خوشم نمی آید. عزیزانی که  گاه گاهی با آنها به ورزشگاه می رویم این موضوع را تایید خواهند کرد.) از همان ابتدا نیروی انتظامی سعی می کرد جو ورزشگاه را کنترل کند. دگیری ها در بیرون و داخل ورزشگاه اتفاق می افتادکه غالبا با کمک نیروی انتظامیومردم پایان میافت.اگر یکی از افراد نیروی انتظامی می خواست یکی از آشوبگران را دستگیر کند ، مردم با هو کردن او مانع از این کار می شدند.در درب ورودی ورزشگاه بازدید بدنی به شکل ضعیفی صورت می گرفتو این موضوع ازنارنجک ها وترقهای داخل ورزشگاه نمایان بود.افراد با پرتاب ترقه از صدای آن لذت می بردند و این موضوع باعث ناراحتی بسیاری از افراد ئاخل ورزشگاه می شد.کودکانیکه برای اولین بار به ورزشگاه آمده بودند تحت تاثیر جو ورزشگاه قرار گرفته بودند. هر چه قدر به زمان بازی نزدیکتر می شدیم هیجان بیشتری بر ورزشگاه حاکم می شد. وفحش ها و نا سزا ها ی بیشتری بین افراد رد و بدل می شد. و درگیری بدنی نیز بالا گرفته بود.من که بههمراه دوستان در ورزشگاه حضور داشتمازیکه از افراد کنارم سوال کردم که به چه علت اینطور به بازیکنان تیم مقابل دشنام و ناسزا می گویند. اودر جواب گفت ،این بازیکنان پول می گیرندو باید بازی خوبی  از خود نشان دهند. او می دانست که فوتبال این چنین چیزهایی هم دارد. پس باید تحمل شنیدن فحش ها و دشنام ها راداشته باشد. از او پرسیدم، جدا یک مسابقه ی فوتبا ل چقدر ارزش دارد که انسان به خاطر آن این همه دشنام نثار بازیکنان کند.او در پاسخ گفت : این بازی با بازی های دیگر تفاوت دارد و حساس است.به محض اینکه توپی لو می رفت دشنام می دادند. آنها حتی به بازیکنان تیم خود نیز رحم نمی کردند. ولی به محض اینکه تیم خوب نتیجه می گیرد180 درجه از حرف و موضع خود برمیگردند.انگار نه انگار که از تیم خود ناراضی بودند. و این یکی از خصلت های بد ایرانی جماعت در ورزشگاههاست. بعد از بازی ، تماشاگران هیچ چیزی برای اتوبوس های شرکت واحد باقی نگذاشتند. فوتبال به یک افراط تبدیل شده است. وقتی می بینیم که شخصی مشکل مالی دارد ولی یرای فوتبال روزها سفر می کند تا به شهر دیگر برود ،تا فوتبال ببیند یک افراط نیست؟ یا شاید هم یک حماقت.  به نظر بنده این شخص به فوتبال علاقه واقعی ندارد. این شخص تحت تاثیر جو جامعه قرار گرفته است.این همه راه را برای 90 دقیقه فوتبال طی می کند. فوتبالی که جز جار و عربده کشی و ناسزا چیز دیگری ندارد.ان هم فوتبال مضحک و خنده دار ایران.

به نظر بنده چون امکانات تفریحی در جامعه کم است این جوان انرژی خود را به این شکل در ورزشگاهها تخلیه می کند. البته این نمی توتند اصل مو ضوع را توجیه کند. نظر شما چیست؟

ما آنقدر فوتبال را بزرگ کرده ایم که نوجوانان و جوانان کشور ما ، افراد بی شخصیت فوتبال را الگوی زندگی خود قرار میدهند و در رابطه با آنها صحبت می کنند. هیجان موجود در کشور در ارتباط با فوتبال یک هیجان کاذب و دل خوش کنک است. تمام.

 

 

 

 

                                        یک سوال:

 

 ایا با این اوصا ف باز هم مایلید که زنان به ورزشگاههای فوتبال بیایند؟

نویسنده: ׀ تاریخ: چهارشنبه سوم تیر 1388 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

افتخارات اسیر در دست اندازهای توپ گرد

فوتبال ایران!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!(طبرستان و ورزش؟ عجیب است.)  فوتبالی که سالهاست دارد یک سیر نزولی را طی می کند. فوتبالی که از سالهای 96 تا 98 در اوج  بود. دوره ای که بازیکنان بزرگی همچون علی دایی ، حمید استیلی ، محمد خاکپورو دیگران به فوتبال ما معرفی شدند،که مانند انها در فوتبال ما دیگر تکرار نخواهد شد. دوره ای که طلایی ترین دوره ی فوتبال ایران بود که همراه با موفقیتهای فراوانی نیز بود. دوره ای که یکی از مهمترین خصلت های بازیکنان ایران تعصب و غیرت و از خود گذشتگی بود. بازیکنا نی که بدون هیچ چشم داشتی  برای تیم ملی ایران بازی می کردند. بازیکنانی که اصلا به فکر بلند کردن مو ،برداشتن ابرو و.... نبودند و فقط به فوتبال فکر میکردند. اگر به ان دوره برگردیم و از گذشته یادی کنیم حتما به یادمان می آید که مردم ایران چقدر برای این تیم و بازیکنان ان سر و دست میشکستند. چون بازیکنان به خاطر منا فع شخصی تیم ملی را به تیم باشگاهیشان  نمیفروختند.  دوره ای که ما بهترین نتایج و به خصوص بازیهای پر گل و زیبایی را ارایه میدادیم. اگر به جام ملتهای 96 باز گردیم ، اگر به مقدماتی جام جهانی 98 و جام جهانی 98 باز گردیم، این موضوع را تایید  خواهیم کرد. در مقدماتی 98 اکثرتیم ها را با 3 و 4 گل بدرقه میکردیم. نمونه ی بارز رشادت را در بازی با استرالیا دیدیم. و خاتمه این دوره ی طلایی جام جهانی 98 بود که موفقیت ما چشم گیر بود. در این دوره مردم ، از جمله خودم برای تیم ملی اشک میریختیم ولی از ان به بعد به مرور زمان احساس مردم به این تیم کم شده است. چرا؟دو علت  می تواند دخیل باشد. 1. افزایش مشکلات زندگی 2.نتایج بد تیم ملی وخود بازیکنان تیم ملی . به مرور زمان این نتایج بد ادامه یافت تا سال 2005. در مقدماتی جام جهانی 2006 تیم ایران تمام تیم ها را با 1 گل میبرد و به جام جهانی رفت. در این دوره بازیها تیم بسیار ضعیف بود. در مورد جام جهانی 2006 صحبت نکنیم بهتر است. امسال هم که دیدید. اما با این حال بسیاری از مردم ایران برای  فوتبال جان میدن. عده ای از دوستان نزدیک بنده باز هم معتقدند فوتبال بهترین ورزش ایران است. این دوستان پز جواد نکونام و مسعود شجاعی و.... را میدهند. حدود 40 سال است که حتی قهرمان جام ملتهای اسیا هم نشده ایم.  در صورتی که عراق جنگ زده با بازیکنان جنگنده ی خود قهرمان شده است. سالهاست که المپیک نمیرویم. در صورتی که تیم جنگ زده ی عراق در المپیک آتن چهارم شده است!!!!!!!!!! تنها افتخار مضحک فوتبال کشور ما قهرمانی بازیهای اسیایی می باشد که هیچ ارزشی ندارد. 20 سال است که تیمهای باشگاهی ما قهرمان اسیا نشده اند. این خطاب به اقایا نیست که ادعای فوتبال و فوتبال دوستی دارند. (به خصوص دوستان). حال میخواهیم نتایج فوتبال ایران  را با ورزشهای دیگر مقایسه کنیم. ورزشهای دیگر برخلاف فوتبال سیر صعودی را طی کرده اند. فوتسال در جام جهانی چهارم شده است درصورتی لیا قت رفتن به فینال را داشته است. در والیبا ل که ما حتی توان بردن یک ست هم از تیمهای قدرتمند اسیایی را نداشته ایم امروزه درهمه ی رده های سنی قهرمان اسیاو قهرمان جام باشگاهها هستیم. به طوری که قهرمان نوجوانان جهان و سوم جوانان جهان شده ایم .در بسکتبال نیز مانند والیبال همین روند را داشته ایم به طوری که منجر به قهرمانی در همه ی رده های سنی شده است.قهرمان اسیا شدیم و به المپیک رفتیم. کشتی هم که در بین ورزشها سرآمد است. وبا کمی دقت متوجه میشویم که بیش از 60 درصد مدالهای ایران را درالمپیک کشتی کسب کرده است. همچنین باید خدمت سروران عرض کنم قسمت زیادی ازاین 60% را کشتی گیران مازندرانی کسب کرده اند.(این جمله راهم به خاطر تعصبی که به زادگاه دارم ، عرض کردم) همواره در تمام المپیک ها وزنه برداری ناجی کاروان ایران بوده است. هاکی که حتی نامی از ان برده نمی شد با اقتدار قهرمان اسیا شده است. و موفقیت های ورزشهای دیگر که ذکر آن از حوصله ی مخاطبان خارج است. مدعیان فوتبال معتقدند که فوتبا ل ورزش محبوب ایران است. که من معتقدم که فوتبال دیگر محبوب نیست بلکه سر وصدای الکی دارد. خود بنده یکی از مخالفین تیم ملی فوتبال  و یکی از کسانی هستم که خواهان با خت این تیم هستم. چون این تیم را یه مشت افراد بی غیرت ،بی تعصب ، پولکی ، و دزد تشکیل داده اند. افرادی که فقط در ازای دریا فت وجه در تیم ملی بازی می کنند. پس نتیجه ی ان همین می شود که دیدید. ورزشی که تلاش و تعصب درآن نباشد باید فاتحه ی آن را خواند. پس فوتبال حقش بود که ببازد. اطمینا ن داشته باشید که در ادامه وضعیت فوتبال ایران بدتر از این نیز خواهد شد. پس زور اضافی نزنید . چون توان فوتبال ایران همین است. بله ، ما در رده بندی فیفا اول دنیا هستیم!!!!!!!!!!! ، البته از لحاظ ادعا. لژیونرها هم که یکی از یکی بدتر. جواد نکونام و مسعود شجاعی اگر بازیکنان خوبی بودند که در اوساسونا بازی نمی کردند و اوساسونا پانزدهم نمی شد.  تیمی که از دو بازیکن ایرانی استفاده کند  بدانید که حتما دچارکمبود بودجه شده است. بگذریم. این همه پول را برای فوتبال خرج نکنیم. بزنیم تنگ ورزشهای دیگر.  می خواستم سیا ست را هم در ورزش دخالت دهم.اما دیدم حیف است که مقوله بی رحمی چون سیا ست را در ورزش دخالت دهم.  چون معتقدم که سیا ست هیچ ربطی به  ورزش و دین ندارد.

 

 

در جواب یکی از دوستان که خواهان ارایه راه حل بودند، به خدمت ایشان باید عرض کنم برای دریافت راه حل به مقامات عالی رتبه و دزد ورزش کشور مراجعه بفرمایند.

 

                                

 

                               یک سوال:

چرا اکثر مردم ایران خواهان باخت فوتبال بودند؟ البته به غیر از دوستان به اصطلاح با تعصبمان.

 

 

 

                    نویسنده: محمد رضا

نویسنده: ׀ تاریخ: دوشنبه یکم تیر 1388 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀


                      کذالک جعلناکم امت وسطا

 

 

این آیه از کلیدی ترین و در عین حال جامع ترین آیه های قرآن کریم است که اگرگوشه ی چشمی به آن داشته باشیم می تواند ما را از بسیاری از کج روی ها و انحرافات و حتی زیاده روی ها برهاند و تا حدودی مسیر اصلی زندگی را به ما نشان دهد. ایه ای که ما به راحتی از آن گذشته و یا اگر این آیه را  به عنوان جمله ای از جملات قرآن می پذیریم ، این پذیرش زبانیست ، نه قلبی.

درجامعه ، نه اشتباه نکنید مقصودمن دنیا و کشورها و استانها و شهرهای دیگر نیست. به شهر خود بنگرید، به آدمکهای شهر خود، به افرادی که که هر روز و یا هر از چند گاهی آنها را دردانشگاه ، کوچه و خیابان می بینید.

چه تعداد از آنها این آیه را سرلوحه ی زندگی خود قرار میدهند؟ چه تعداد؟ نه این طوری نمیشه بگذارید رک ، صریح و بدون سانسور صحبت کنم.

دانشگاه خود را فرض کنید. وقتی وارددانشگاه افراد زیادی با اخلاق ، رفتار  وخط مشی های مختلف را می بینید

و یا حتی به سخن گفتن با آنها می پردازید. انسان ها را به طور کل می توان به سه دسته ی کلی تقسیم کرد. ( افراطی – متعادل- تفریطی)

بگذارید ابتدا در مورد افراط گرایان صحبت کنم.به نظر بنده انسان باید همیشه تعادل را در همه ی موارد رعایت کند.

1.بستن یقه پیراهن تا مرز خفگی حتی در روزهای گرم تابستان (آیا دین چنین چیزی گفته است؟)

2. پوشیدن کابشن و کت در هر شرایط آب و هوایی

3.پوشیدن پیراهن بسیار گشاد ،طوری که در آن غرق شویم

4. داشتن دایم تسبیح در دست (اصلا لزومی به این کار نیست)

5. نوع سلام و احوال پرسی( سلام علیکم و رحمت الله و برکاته)

6. خطاب یکدیگر با الفاظ عجیب و غریب (برادر- خواهر)

7. پوشیدن دایم العمر لباس سیاه بر تن

8.سر به زیر بودن حتی در هنگام راه رفتن در خیابان

9. نخندیدن در بین دوستان یا حداکثر زدن یک لبخند.

10.داشتن دایم العمر ریش( آیا نداشتن ریش از نظر دین حرام است؟)

11. رفتن به اتاق بسیج و سلام به خواهران!!!!!!!!!! بسیجی و نشنیدن پاسخ سلام از سوی آنها(تا جایی که ما میدونیم جواب سلام واجبه حتی به دشمن)

12. ارایش زنانه را به عنوان گناه کبیره دانستن

13.پوشیدن سه پشت لباس(برای خانمها) به همراه چادرحتی در روزهای گرم تابستان( تا جایی که ما میدونیم لباس سیاه رنگ جاذب شدید گرماست)

14. پوشیدن چادر ، طوری که فقط بینی نمایان باشد.( مگر دین نگفته است که اگر صورت زن به طور کامل نمایان باشد اشکالی ندارد؟)

15. نگاه نکردن به نامحرم به هنگام صحبت با او(اگه شما جایی خواندید که نگاه کردن به نا محرم هنگام صحبت با او حرام است به ما هم خبر بدید)

16. ارتباط دادن هر موضوعی دنیوی و اجتماعی به اهل بیت

و موارد بسیار دیگر که از حوصله ی شما خارج است.

 

و اما افرادی که دچار تفریط شده اند.به نظر بنده چنین افرادی نیاز به معرفی ندارند. اگر یک نگاهی به اطراف خود بیندازید افراد با چنین خصوصیاتی فراوان یافت میشود، که ویژگی های آنها در پستهای گذشته بیان گردیده و این حقیراز تکرار آنها خودداری میکنم.

از دیدگاه من انسان باید، راحت بهتون بگم، بی شیله  و پیله زندگی کنه. همین.

 

در پایان باید عرض کنم در جواب آقای ساعی که در پست قبلی از بنده خواستند که در رابطه با مسایلی که ارایه میکنم راه حل آن را نیز بیان کنم. ولی از آقای ساعی می پرسم که برای چنین معضل اجتماعی جدا می توان راه حلی ارایه کرد؟ من بعید میدانم.

 

 

 

                                   نویسنده: محمدرضا

نویسنده: ׀ تاریخ: جمعه پانزدهم خرداد 1388 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

بینیهای سر راست!!!

زیبایی چیست؟ چرا دوست داریم بین عوام زیبا جلوه کنیم؟ آیا فقط میتونیم با زیبایی خودمونو به دیگران نشون بدیم یا خودنمایی کنیم؟و...

اینها سوالهاییست که همواره ذهن منو شما رو به خودش مشغول میکنه و همیشه دغدغه ی ما اینه که یه جوری به این نیازمون پاسخ بدیم.خیلی ها حتی حاضرند برای رسیدن به این نیاز میلیونها تومان خرج و حتی جونشون رو هم به خطر بندازن. اما به چه قیمتی؟ کمی به این موضوع فکر کنید.

این که ما انسانها دوست داریم زیبا جلوه کنیم حق طبیعی و مشترک ماست اما امروزه هدف خیلی ها برای رسیدن به زیبایی ، ظاهر پرستی و خودنماییست.جوانان ، نوجوانان و حتی میانسالان هم با توجه به نیازشون با پرداختن هزینه های گزاف و با دست زدن به هر کاری میخوان یه جوری زیبا  بشن. چند وقت پیش تو یکی از روزنامه ها خوندم که %60 زنان و %30 مرداناز بعضی از قسمتهای بدنشون رضایت ندارن و خواهان تغییر ، حذف و یا اصلاح اون قسمت از بدنشون هستن.  و خیلی از اونها از اونها هزینههای زیادی میکنن اما باید بدونیم که نه تنها تغییر خاصی در چهرشون حاصل نمیشه بلکه ممکنه زیبایی اولیه ی خودشون رو هم از دست بدن و حتی ممکنه کارشون به مرگ هم بکشه همچنین تو همون روزنامه خوندم که امروزه عمل بینی بین 600 هزار تا یک میلیون تومان هزینه داره و ایران رتبه ی اول رو تو جراحی بینی به خودش اختصاص داده و این فاجعستو اینبه این معنیه که یا ما ایرانیها خیلی زشت و خودنما هستیم یا اینکه خارجیها خیلی خوشگل و قانعند.  افراد زیادی هستن که قبل از عمل از بینی خود ناراضی بوده و به شدت خواهان این هستند که بینی خودشونو عمل کنن. اما وقتی عمل میکنن پشیمون میشنو حسرت اون بینی سابق رو میخورن. و بلعکس خیلی ها هم بعد از عمل راضیند.

از جمله عملهای دیگه و خطرناک که میشه به اون اشاره کرد لیپوساکشن هست. ساده ترین تعریفی که میتونم از لیپوساکشن داشته باشم ، برداشتن چربیهای اضافی بدن هست. آیا راه بهتر، مطمین تر و سالم تر از لیپوساکشن برای کاهش وزن بدن وجودنداره؟ آیا ورزش بهترین راه نیست؟

طبق آخرین آمار اعلام شدههر هفته یک نفر به خاطر انجام این عمل جونشون رو از دست میدن!!!!!!!!!!!!!!!

روزانه 30 تا 50 نفر برای انجام این عمل به مطب ها مراجعه میکنن و این عمل بین 2 تا 5 میلیون تومان هزینه داره!!!!!!!!!!!!!!!

آیا این هزینه زیاد نیست؟ اگه ما بدونیم که تا ماهها بعد از عمل چه دردی رو باید تحمل کنیم هرگز چنین حماقتی نخواهیم کرد. به نظر بنده عوامل دست زدن به چنین عملهایی ، پایین بودن اعتماد به نفس ، ضعف شخصیت و میل به جلب نظر کردن در میان عموم است. باید بدانیم که هر چه قدر بیشتر جلوی آیینه باستیم ، بیشتر از چهره ی خود ایراد میگیریم.

 

 

 

 

                                                        مشکل کجاست؟

1.عقده و احساس کمبود

2.خود نمایی و پز

3.فشار اطرافیان

4.ویا هر عامل دیگر.

 

 

       نویسنده : محمد رضا
نویسنده: ׀ تاریخ: شنبه دوم خرداد 1388 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

یاس های وحشی

 

 

 

تو دوره ای که ما زندگی می کنیم یکی از مهمترین مشکلات جامعه فرار کودکان ونوجوانان و جوانان از محیط خانوادست. و بنده میتونم مهمترین علت این موضوع رو غفلت و بی تفاوتی والدین و خشونت اونها بدونم.و بعضی موقع هم علت این افراد برای فرار دوست نداشتن مقررات  خونست. این موضوع رو باید یادآور بشم که هر بچه ای که از محیط خانواده فرار میکنه حتما تو خانواده بی بندوباری رشد نکرده بلکه بی بند و باری میتونه یکی از علتهای فرار اونها از خونه باشه. به هر حال همه ی این موارد میتونه باعث فرار بشه. و بعد راهی کوچه و خیابون میشن و زندگی تو محیط خشن خیابون رو تجربه میکنن چون اونها تحمل مشکلات زندگی رو ندارن و خیلی زود تو خودشون میشکنن و در اون موقع بدون هیچ فکری تنها راه رهایی از مشکلات رو فرار از خونه میدونن. از جمله عوامل دیگه ای که میتونه باعث بروز این اتفاق بشه میتونه ارتباط این افراد با کسانی باشه که تجربه ی این کار رو داشتن. چون ارتباط با چنین افرادی می تونه باعث بشه که ذهن انسان تحت تاثیر قرار بگیره و باعث تحریک انسان برای فرار از خونه بشه. عده ای از افراد هم وجود دارن که قصد فرار از خونه رو دارن اما توانایی چنین کاری رو ندارن و این باعث میشه که یه استرس و اضطراب شدیدی تو اونها به وجود بیاد و همین استرس و اضطراب باعث میشه که اونها به سمت مصرف مواد مخدر و الکل و.... برن.این افراد معتقدن که برای این که از همون استرس و اضطراب رها بشن و به اصطلاح به آرامش برسن به سمت مواد میرن و دیگه مشکلات زندگی اونها رو ازار نده.  وقتی که شخص از خونه فرار میکنه تازه مشکلاتش شروع میشه. و این که باید برای امرار معاش دست به اموری بزنه که خودش هم راضی نیست.(گدایی- فاحشگی- خرید و فروش مواد مخدر). و این باعث میشه که آمار فساد تو جامعه بالا بره و همین هم یه سری عواقب دیگه ای هم داره.(ایدز- سوء تغذیه- و....).

همین کودکان و نوجوانان و جوانان بعد از یه مدتی که درمحیط خارج از خونه زندگی کردن سختی اون رو درک کردن  تازه متوجه میشن که محیط خونه با هر وضعی که داره باز بهتر از زندگی  تو خیابونو و محیط نامناسب

هستش. و اون موقع هست که خونه تبدیل به بهشتی برای اونها میشه و دوست دارن که زودتر به محیط خونه برگردن.

                            

                    

                      جدا مشکل کجاست ؟ و شما علت اصلی فرار رو چه چیزی مودونید؟

 

به نظر شما مقصر کیست؟

 

1.دولت

 

2.خانواده

 

3.شخص

 

4. دوستانی که سابقه ی چنین کاری دارند.

 

                      نویسنده: محمد رضا

 

نویسنده: ׀ تاریخ: جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

روی لبه ی تیغ

دوستی دختر و پسر در دانشگاهها!

 

مدت‏ها است این مساله فکرم را مشغول کرده است که با جامعه‏ای که هر روز را در آن به شب می‏رسانم، چه کنم . اتفاقاتی که در دانشگاه می‏افتد و روابط پسرها و دخترها که بسیاری از اوقات زشت و ناپسند است، ناشی از بی‏فرهنگی است‏یا بی‏ایمانی؟ نمی‏دانم ناشی از چیست; ولی در جامعه ما که اسلامی است، واقعا غیر قابل تحمل است و عرف جامعه سنتی ما چنین حرکات و روابطی را نمی‏پسندد . خودشان استدلال می‏کنند در اسلام گفته شده است دو نفر که یکدیگر را دوست داشته باشند به هم محرمند . بااین استدلال بدون هیچ گونه عقد رسمی یا صیغه با هم قدم می‏زنند و یا حتی گاهی اوقات، به قول خودشان برای شناخت‏بیش‏تر، بدون اطلاع خانواده‏ها در خلوت باهم صحبت می‏کنند . آیا در احکام دینی چنین چیزی وجود دارد؟ به نظر شما، وظیفه ما در این موقعیت چیست و چه باید بکنیم؟

گاهی اوقات فکر می‏کنم کاش در دانشگاه‏ها دخترها و پسرها را جدا می‏کردند; ولی باز با خودم می‏گویم آن وقت این اتفاقات در پنهان می‏افتاد و شاید بدتر از این می‏شد . واقعا علت چیست و چه باید کرد؟

دوست دارم به این گونه افراد گفته شود فکر نکنند شجاعت‏به خرج می‏دهند و در جلوی چشم‏های نامحرمان و پسرهای دیگر با یکدیگر قدم می‏زنند یا دست می‏دهند و یا شانه به شانه راه می‏روند .

توجه شما دانشجوی گرامی به مسائل فرهنگی و اجتماعی جامعه، به خصوص لزوم رعایت ارزش‏ها و هنجارهای دینی و اخلاقی در محیط دانشگاه و احساس مسؤولیت‏تان در برابر برخی نابهنجاری‏ها، قابل تقدیر و تحسین است . در این نامه سه پرسش اصلی به چشم می‏خورد:

1 . آیا صرف دوست داشتن دختر و پسر آن‏ها را محرم می‏کند؟

2 . روابط ناپسند دختر و پسر در دانشگاه‏ها ناشی از چیست و چرا گسترش یافته است؟

3 . وظیفه و مسؤولیت ما در این موقعیت چیست و چه باید کرد؟

در پاسخ سؤال اول باید یاد آور شد آنچه سبب ایجاد پیوند زناشویی می‏شود، خواندن صیغه عقد از سوی زن و مرد یا وکلای آن‏ها و با اجازه اولیای آن‏ها و حفظ شرایط آن است; در غیر این صورت، سببی برای ایجاد زوجیت و محرمیت زناشویی وجود ندارد . صرف دوست داشتن متقابل دو نفر، مجوزی برای محرم شدن آن‏ها نیست . معمولا دوستی‏های قبل از ازدواج برای کامیابی‏های جنسی و در اثر غلبه شهوات صورت می‏گیرد; نخستین چیزی که در این گونه روابط از دست می‏رود گوهر ارزشمند عفاف و پاکی است و باید از چنین روابطی که بدون هیچ‏گونه عقد رسمی یا صیغه و بدون اطلاع خانواده‏ها به بهانه شناخت‏بیش‏تر صورت می‏گیرد، جدا پرهیز کرد . بنابراین، پاسخ سؤال اول منفی است .

در پاسخ به سؤال دوم به عواملی چند می‏توان اشاره کرد:

1 . عدم ارضای صحیح غریزه جنسی

بی‏تردید ایام جوانی، ایام بیداری غریزه جنسی و گرایش به جنس مخالف است . در این ایام شوق جنسی و احساسات بر روان آدمی سایه می‏افکند; ناخودآگاه رفتار، سخن و نگاه جوان را تحت تاثیر قرار می‏دهد و سبب تحریک پذیری وی در برخورد با جنس مخالف می‏شود . طبیعی است این نیاز درونی باید به طور صحیح و مطلوب ارضا و تامین شود . راه قابل قبول آن نیز ازدواج است; ولی متاسفانه به دلایل مختلف فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی - نظیر بالا رفتن سطح انتظارت و توقعات خانواده‏ها و توجه به برخی تشریفات غیر لازم، معضل اشتغال و آینده شغلی جوانان، ادامه تحصیل آن‏ها و عدم وجود امکانات و شرایط مالی مناسب برخی خانواده‏ها - سن ازدواج دختران و پسران افزایش یافته و در نتیجه ارضا و تامین عاقلانه و صحیح این غریزه سرکش، به خصوص در دوران جوانی، به انحراف کشیده شده است . بنابراین، این گونه رفتارهای نابهنجار در جامعه دینی و سنتی ما روبه فزونی است و اگر نگوییم به یک بحران اجتماعی تبدیل شده دست کم می‏توان آن را یک معضل اجتماعی نامید . متاسفانه نظام اجتماعی ما تا کنون نتوانسته با فراهم کردن زمینه ازدواج جوانان از گسترش این رفتارهای نادرست پیشگیری کند .

2 . احساس نیاز به محبت

در این سنین جوانان خواهان روابط دوستانه و هم سخن شدن با یکدیگرند . اریکسون، یکی از روان‏شناسان غرب، می‏گوید: جوان در این مرحله می‏خواهد روابط دوستانه نزدیکی با دیگران پیدا کند; ارزشمندترین و مهم‏ترین هستی و دارایی‏اش را به فردی دیگر هدیه دهد; در پی یافتن هویتی جدید است و گمان می‏کند خانواده و والدینش نمی‏توانند از وی حمایت کنند . بنابراین، اگر این نیاز در محیط خانوادگی به خوبی تامین نشود یا لطمه بیند و مخدوش شود، نیاز به محبت و ابراز محبت و برقراری ارتباط دوستانه‏اش دچار اختلاف خواهد شد; به عبارت دیگر، دختر و پسری که عواطف و احساساتشان در درون خانواده ارضا نشود و در جمع خانوادگی احساس غربت و تنهایی کنند، در فضای باز و آزاد جامعه طعمه افراد فرصت طلب و سودجو می‏شوند; به راحتی در دام افراد شیاد می‏افتند یا حداقل میل متقابل آن‏ها و جنس مخالف سبب می‏شود آن‏ها به بهانه‏های مختلف از قبیل آشنایی برای ازدواج و تبادل نظر درباره مسائل علمی و درسی آگاهانه یا ناخودآگاه در جهت تامین و ارضای این نیازشان گام بردارند; البته با روشی غلط و غیر قابل قبول که مشاهده‏اش شما را می‏رنجاند .

3 . الگو گرفتن از منابع غیر خودی

متاسفانه بخش قابل توجهی از جوانان ما ارزش‏ها و هنجارهای اجتماعی خود را از محیطهای غیر خودی و غیر اصیل جوامع دیگر می‏گیرند . بی‏تردید گسترش ارتباطات اجتماعی و توسعه آن و نیز گسترش و توسعه تکنولوژی و وسائل ارتباط جمعی و «پدیده جهانی شدن در همه عرصه‏های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و . . .» در این خودباختگی و روی آوردن به فرهنگ بیگانه نقش اساسی دارد . این امور سبب می‏شود جوانان فرهنگ‏ها و ارزش‏های دیگر جوامع را الگو قرار دهند و به گمان این که این گونه روابط عامل رشد و نشانه کمال و جرات و وسیله ابراز شخصیت است، به آن روی آورند . در این میان، مساله رقابت جوانان و به رخ کشیدن خود برای همسالان نقشی عمده ایفا می‏کند . برخی برای این که در جمع دوستان مورد تحسین قرار گیرند و یا دست کم بی‏عرضه و بی‏جرات خوانده نشوند، به دنبال دوست پسر یا دوست دختر می‏گردند و با آن که به خوبی از عواقب سوء این کارها آگاهند، از آن دست نمی‏کشند .

اما در پاسخ به سؤال سوم شما و این که در وضعیت‏حاضر، در برابر چنین معضل اجتماعی چه باید کرد؟ به نظر می‏رسد باید متناسب باعلل به وجود آورنده و عوامل گسترش دهنده این مشکل اقداماتی درخور انجام داد . بخشی از اقدامات سودمند در این مساله عبارت است از:

الف) ارضای صحیح و مشروع این غریزه معقول‏ترین راه برای نجات یافتن از این گونه رفتارهای نابهنجار یا کج‏روانه است .

ویل دورانت، دانشمند معروف مغرب زمین، درباره ازدواج می‏نویسد: اگر راهی پیدا شود که ازدواج در سال‏های طبیعی انجام گیرد، بیماری‏های روانی و انحرافات جنسی که زندگی را لکه دار کرده است تا نصف تقلیل خواهد یافت . شاید به همین جهت است که در آموزه‏های دینی‏مان تسریع در ازدواج فرزندان و جوانان مورد تاکید قرار گرفته است . این دستورها و تشویق‏ها گویای آن است که می‏توان با ازدواج از بسیاری انحرافات اخلاقی و جنسی و روابط ناسالم و غیر مشروع دو جنس پیشگیری کرد .

البته این موضوع به تلاش همگانی خانواده‏ها و مسؤولان و اصلاح نگرش‏ها و آداب و رسوم نادرست و فراهم کردن تسهیلات و امکانات ازدواج بستگی دارد و همه افراد، خانواده‏ها و حکومت وظیفه دارند در مسیر تحقق مقدمات ازدواج جوانان بکوشند .

ب) تحکیم روابط خانوادگی و ایجاد فضای عاطفی مثبت‏بین والدین و فرزندان و افزایش رابطه صمیمانه و نزدیک بین اعضای خانواده عامل پیشگیرانه دیگری است که می‏تواند در ایجاد احساس امنیت و آرامش و تامین نیاز عاطفی نقش مؤثری داشته باشد . زیرا وقتی جوانان در خانه با محبت و توجه کافی روبه‏رو نشوند، این محبت و رابطه عاطفی را در بیرون خانه جست و جو می‏کنند و متناسب با دوران بلوغ و اوجگیری احساسات غریزی، رابطه خود را با جنس مخالف توسعه می‏دهند . بنابراین، نیاز به محبت در دوره جوانی را باید با گسترش روابط عاطفی خانوادگی و نیز گسترش رابطه صمیمانه و دوستانه بین همسالان هم جنس تامین کرد و با یافتن دوستان مناسب و ایجاد ارتباطات گرم و عاطفی و انجام برخی فعالیت‏های دسته جمعی به این نیاز درونی پاسخ مثبت داد .

ج) خود کنترلی

خود کنترلی می‏تواند جوانان جویای رشد و کمال و عفت و پاکی همچون شما را در این فضای آلوده حفظ کند . با کنترل چشم، گوش و دیگر حواس و نیز کنترل افکاری که در این زمینه شکل می‏گیرد، می‏توان از تاثیر گذاری روابط ناسالم دیگران تا حدود زیادی جلوگیری کرد . مطمئنا هر چه بیش‏تر ذهن و حواس خود را در این زمینه مشغول سازیم، بیش‏تر تاثیرپذیر خواهیم بود . پس بهتراست اوقات فراغت‏خودرا با برنامه‏ریزی صحیح پرکنید و با پرهیز از بیکاری و تنهایی و توجه به این صحنه‏ها، به وظیفه اصلی و مهم دوران دانشجویی که همان تحصیل علم است، بپردازید .

در پایان باید یادآور شد، برخی از عزیزان و جوانان از اشتباه بودن یا عدم مشروعیت‏بعضی ارتباطهای خود آگاهی ندارند . برخورد روشنگرانه و با عاطفه ما می‏تواند به اصلاح و تغییر رفتار آن‏ها انجامد . قطعا حسن سلوک و رفتار شما در بیان این موضوع به آن‏ها نقشی تعیین کننده دارد .

کتاب، «جوانان و روابط‏» ، نوشته ابوالقاسم مقیمی حاجی از انتشارات مرکز مطالعات و پژوهش‏های فرهنگی حوزه علمیه قم می‏تواند را هنمای خوبی در این زمینه باشد . کتاب دیگری که در این زمینه سودمند می‏نماید، «تحلیل تربیتی بر روابط دختر و پسر در ایران‏» ، نوشته علی اصغر احمدی است که به وسیله سازمان انجمن اولیا و مربیان منتشر شده است .

نویسنده: ׀ تاریخ: یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

بدون شرح

                                                    

                                                

                                                   

                                 در این دستگاه قضایی بی نقص ما فرصت غارتگران محفوظ باد

                                     

   این شهرام جزایریست که بجای اینکه به دار مجازات آویخته شود هنوز نفس میکشد.      

                              حالا چه احساسی دارید؟         

نویسنده: ׀ تاریخ: شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀


© All Rights Reserved to tabarestan67.Blogfa.com / Theme by:
bahar-20